آسمانی‌های کوچک میناب
آسمانی‌های کوچک میناب

ای کوچک‌ترین ستاره‌های خاموش شده‌ی میناب، شما که بازی‌تان با غروب آفتاب تمام شد، و لبخندتان در دستان مادران جا ماند، امروز دل‌های ما برایتان تنگ است. شما فرشته‌هایی بودید که آسمان برای زمینیان خیلی تنگ بود. شما با قامت‌های کوچک‌تان، بزرگ‌ترین درس شجاعت را به ما آموختید؛ اینکه عشق به خانه و خانواده می‌تواند […]

ای کوچک‌ترین ستاره‌های خاموش شده‌ی میناب،

شما که بازی‌تان با غروب آفتاب تمام شد، و لبخندتان در دستان مادران جا ماند، امروز دل‌های ما برایتان تنگ است. شما فرشته‌هایی بودید که آسمان برای زمینیان خیلی تنگ بود.

شما با قامت‌های کوچک‌تان، بزرگ‌ترین درس شجاعت را به ما آموختید؛ اینکه عشق به خانه و خانواده می‌تواند از هر ترسی بزرگ‌تر باشد. هر سنگری که ساختید، هر خنده‌ای که در سایه سختی‌ها کردید، حالا تبدیل به یک لالایی آرام برای قلب‌های ما شده است.

ما هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، نگاه می‌کنیم به آسمان آبی بالای سرتان. آنجا امن‌تر است، آنجا پر از نور است. شما زودتر از ما راه خانه ابدی را پیدا کردید.

یادتان در قلب پدران و مادرانی که نگاه‌شان همیشه به در است، خواهد ماند. یادتان در هر نسیم خنکی که از دریا به شهر می‌وزد، زنده است.

شما شهید هستید، اما برای ما، شما همیشه همان کودکان پرشور و پرانرژی هستید. روحتان شاد، ای قهرمانان کوچک سرزمین ما.

قلم: رقیه حیدری آرباطان