در این روزِ سرنوشت، که نسیم صبحِ نو بر دامنههای ایرانزمین وزیدن گرفته است، دلها به عهدی تازه فراخوانده میشوند؛ عهدی با مردی از سلاله نور، سید مجتبی — آنکه در نگاهش آرامش ایمان و در گامش عزمِ تداوم راه حق پیداست. من و حیدری ها ، فرزند این خاک و خون، با دلی سرشار […]
در این روزِ سرنوشت، که نسیم صبحِ نو بر دامنههای ایرانزمین وزیدن گرفته است،
دلها به عهدی تازه فراخوانده میشوند؛ عهدی با مردی از سلاله نور، سید مجتبی —
آنکه در نگاهش آرامش ایمان و در گامش عزمِ تداوم راه حق پیداست.
من و حیدری ها ، فرزند این خاک و خون،
با دلی سرشار از یقین و مهرِ وطن،
دستِ وفاداری بر پیمان میگذاریم،
بر ادامه راهی که با خون شهیدان نوشته شد و با امید نسلها ادامه مییابد.
امروز، بیعتِ ما نه صرفِ سخن، که ایمانِ ریشهدار به عزت این ملت است؛
ایرانی که در سختی خم نشد و در طوفان، پرچم خود را برافراشته نگاه داشت.
با قلبی واحد، با صدایی واحد، با ایمانی واحد،
میگوییم: راه ولایت ادامه دارد،
و ما — مردمان این سرزمین، از کوچههای کوچک تا قلههای بلند —
پای این پیمان ایستادهایم.
باشد که خداوند، نگاهش را بر این سرزمین و رهبر جدید آن،بر ندارد.وروی سرزمینمان
سایهای از آرامش، عدالت و روشنی قرار دهد.
سروده: رقیه حیدری آرباطان



























































