گفتگو اختصاصی با مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی جناب دکتر علی ریگی
گفتگو اختصاصی با مدرس دانشگاه جامع علمی کاربردی جناب دکتر علی ریگی

به گزارش آسان تکنولوژی، در سال‌های اخیر نقش دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی در پیوند میان دانش نظری و مهارت‌های تخصصی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. این مراکز آموزشی با رویکردی مهارت‌محور تلاش کرده‌اند نیازهای بازار کار را با تربیت فارغ‌التحصیلانی توانمند و کارآمد پاسخ دهند. اما مسیر آموزش مهارتی، همان‌قدر که فرصت‌ها و قابلیت‌های […]

به گزارش آسان تکنولوژی، در سال‌های اخیر نقش دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی در پیوند میان دانش نظری و مهارت‌های تخصصی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. این مراکز آموزشی با رویکردی مهارت‌محور تلاش کرده‌اند نیازهای بازار کار را با تربیت فارغ‌التحصیلانی توانمند و کارآمد پاسخ دهند. اما مسیر آموزش مهارتی، همان‌قدر که فرصت‌ها و قابلیت‌های ویژه‌ای ایجاد می‌کند، با چالش‌ها و موانع خاص خود نیز همراه است.

به همین مناسبت، در این گفت‌وگو دکتر سیدمحمدرضا حسینی علی‌آباد در جایگاه مصاحبه‌گر، مجموعه‌ای از پرسش‌های عمیق و ساختاریافته را برای بررسی ابعاد گوناگون تدریس در دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی از منظر دکتر علی ریگی مطرح می‌کند.

مصاحبه‌گر: دکتر سیدمحمدرضا حسینی علی‌آباد 

مصاحبه‌شونده: دکتر علی ریگی

 

  1.  به عنوان پرسش آغازین، نگاه کلی شما به فلسفه وجودی دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی و جایگاه آن‌ها در نظام آموزش عالی کشور چیست؟

با عرض سلام و احترام خدمت جناب دکتر حسینی علی آباد که شرایط این مصاحبه کاربردی را فراهم آوردند. بنده افتخار 4 سال تدریس در مراکز دانشگاه جامع علمی کاربردی استان سیستان و بلوچستان و به ویژه مرکز علمی کاربردی فن آوران پهره ایرانشهر را داشته ام. دانشگاه جامع علمی کاربردی زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشجویان را در مقاطع کاردانی و کارشناسی پذیرش می نماید. بنابراین مدرک ارائه شده توسط این دانشگاه، مورد تایید این وزارت خانه بوده و اشخاص می­توانند در مشاغل مرتبط به رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند. این دانشگاه با تنوع در رشته‌ها در چهار گروه صنعت، کشاورزی، مدیریت و خدمات اجتماعی و فرهنگ و هنر در شهرهای کوچک و بزرگ واحدهای آموزشی مختلفی داشته که تحصیل برای دانشجویان را ساده می­کند. دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی علاوه بر دریافت آموزش تئوری، آموزش عملی دروس مربوط به رشته خود را نیز فرا می­گیرند. بنابراین افراد پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه علمی کاربردی می توانند با مهارت کسب شده، در صنعت و حرفه مرتبط با رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند. همچنین یکی دیگر از اهداف این دانشگاه را می­توان ارتقا سطح مهارت شاغلین بخش‌های مختلف اقتصادی و تولیدی بیان نمود. رشته‌های موجود در این دانشگاه به دلیل اینکه نزدیک به بازار کار تعریف می­شود، متقاضی زیادی دارند. نکته مهمی که این دانشگاه را از دیگر دانشگاه­ها متمایز می­کند، انطباق سرفصل‌های دروس هر رشته با آموزش‌های مهارتی بازار می­باشد که به فارغ التحصیلان این دانشگاه کمک می­کند تا با مهارت بیشتر وارد بازار کار شوند.

 

  1.  چه ویژگی‌هایی در ماهیت تدریس این دانشگاه‌ها وجود دارد که آن را از دانشگاه‌های نظری متمایز می‌کند؟

دانشگاه جامع علمی کاربردی پیشران و پیشگام و نماینده اصلی نظام و آموزش مهارتی در کشور می­باشد. لذا اگر برنامه­های مصوب این دانشگاه به نحوی اصولی پیش برود، به وضوح افرادی را برای جامعه تربیت می­کند که دارای تخصص بالای نظری و عملی در حرفه­های مختلف می­باشند.

با توجه به تجربه تدریس در این دانشگاه،  بر اساس سرفصل­های مصوب دروس مشاهده نمودم که تعداد واحدهای عملی در سیلابس درسی هر رشته بیشتر از واحدهای نظری می­باشد و مدرسان جهت تدریس باید علاوه بر مباحث نظری، به آموزش­های عملی نیز بپردازند.

نکته دیگری که تدریس در این دانشگاه را پرچالش و دشوارتر می­کند، متفاوت بودن دانشجویان و حضور متخصصان تجربی در کلاس­های درس می­باشد. حضور متخصصان تجربی در کلاس سبب می­شود سطح کلاس از حالت معمول بالاتر رود و چالشهایی نیز میان دانشجویان بدون سابقه حرفه­ای و دانشجویان متخصص تجربی پیش آید و مدرس باید با شیوه­های مختلف چنین چالش­هایی را کنترل و از ظرفیت تمامی دانشجویان استفاده کند.

 

  1.  از دیدگاه شما مهم‌ترین نقاط قوت تدریس در محیط علمی‌–کاربردی کدام‌اند؟

از آنجایی که بنده حدود 4 سال در دانشگاه فن آوران پهره ایرانشهر که همواره یکی از مراکز دانشگاهی سرآمد در بین مراکز علمی کاربردی بوده است، تدریس داشته­ام، می­توانم چند مورد از مهمترین نقاط قوت تدریس در محیط را اینگونه بیان کنم:

حضور متخصصان تجربی در کلاس و ارتقا سطح و شیوه های تدریس

الزام به تدریس واحدهای عملی و به ثمر رسیدن اهداف دروس با کیفیت و نتیجه بهتر

تعداد کمتر دانشجویان نسبت به دانشگاه­های نظری که سبب افزایش کیفیت آموزش در کلاس درس می­شود

امکان بیشتر تدریس به صورت کار گروهی و افزایش همکاری و همدلی میان دانشجویان

وجود امکانات و ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری جهت افزایش کیفیت آموزش

 

  1.  چه چالش‌هایی در اجرای تدریس مهارت‌محور مشاهده می‌کنید که گاه روند یادگیری را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟

در اجرای تدریس مهارت محور، مدرسان علاوه بر نگاهي که به حوزه دانش و علم دارند، اقدام به تربیت نیروی انسانی متخصص می­کنند. در نتیجه هر کدام از دانشجویان حداقل يکي از مشاغل و حِرَف مورد نياز جامعه را هدف قرار داده و به منظور ايفاي نقش در يکي از رشته‏ هاي شغلي متنوعي که آحاد جامعه براي استمرار زندگي خود به آن نياز دارند، پیش می­روند. از آنجا که رفع چنين نيازهايي با دانش صرف امکان پذير نيست، دانشجویان در اينگونه آموزش‏ها ياد مي‏ گيرند که چگونه از تجربيات اساتيد متخصص، تجهيزات و ابزارها براي رفع مشکل استفاده کنند. اما در طول دوران تحصیل دانشگاهی و به ویژه در ابتدای تحصیل، دانشجویانی که به تازگی از دوره دبیرستان وارد دانشگاه شده­اند، دچار یک نوع ناامیدی در یادگیری مهارت­های عملی می­شوند. دروس مهارتی به دلیل نیاز به تمرین و صبوری زیاد جهت یادگیری، برای دانشجویان چالشی دشوار است و مدرسان باید با شیوه­های نوین و آموزش مستمر به فراگیری دانشجویان کمک کنند. گاهی نیاز است جهت از بین نرفتن استعداد یک دانشجو، زمان بیشتری صرف کرد و از برنامه اولیه عقب افتاد. صبوری و استفاده از روش­های متفاوت تدریس، در جهت رفع چنین چالش­هایی ضروری است.

 

  1.  نبود یا کمبود امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی چه تأثیری بر کیفیت تدریس دارد؟

همانگونه که در پاسخ­های قبل بیان شد، دانشگاه علمی کاربردی یک دانشگاه مهارت محور است که حدود 70 درصد واحدهای هر رشته را واحدهای عملی تشکیل می­دهند. در نتیجه نبود یا کمبود امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی خصوصا برای رشته­های فنی و مهندسی، چالشی بزرگ ایجاد خواهد کرد و اهداف آموزشی از پیش تعیین شده به سرانجام مطلوب نمی­رسد. از طرفی مراکز دانشگاهی علمی- کاربردی دارای بودجه محدود می­باشند و قطعا کمبودهایی از لحاظ امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی در اغلب مراکز دیده می­شود، لذا جهت رسیدن به هدف آموزش­های مهارت محور در مراکز این دانشگاه، حمایت­های ویژه­ای از نظر مالی و امکاناتی نیاز است تا کیفیت تدریس و در نتیجه کیفیت علمی فارغ التحصیلان این دانشگاه افزایش یابد.

 

  1.  تا چه حد می‌توان گفت اساتید این دانشگاه‌ها از تجربه عملی کافی برای آموزش مهارتی برخوردارند؟

انتخاب اساتید در دانشگاه­های علمی کاربردی بر اساس یک فرآیند چندمرحله­ای می­باشد که در آن رزومه افراد متقاضی مورد بررسی قرار می­گیرد و افرادی که در این مرحله تأیید شوند در جلسات مصاحبه تخصصی حضور پیدا می­کنند و در نتیجه پس از انتخاب افراد منتخب در مرحله مصاحبه، این گروه از اساتید صلاحیت دریافت کد مدرسی را کسب می­کنند. با توجه به این فرآیند، اغلب اساتید دانشگاه علمی کاربردی دارای تجربه عملی در زمینه آموزش مهارتی می­باشند و اگر علم و تجربه خود را به بهترین نحو در کلاس­های درس با دانشجویان به اشتراک بگذارند، شاهد کلاس­های پرباری خواهیم بود.

 

  1.  ارتباط میان دانشگاه و صنعت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ چه موانعی باعث می‌شود این ارتباط به سطح مطلوب نرسد؟

منافع متقابلی برای دانشگاه‌ها و صنایع در رابطۀ سازنده وجود دارد. از یک طرف، دانشگاه‌ها برای دریافت بودجه، به‌ویژه برای تحقیقات، رویارویی دانشجویان و اساتید با مشکلات عملی، ایجاد فرصت‌های شغلی برای فارغ‌التحصیلان و دستیابی به حوزه‌های فناوری کاربردی با صنایع تعامل دارند. از سوی دیگر، مزایای یک شرکت شامل دسترسی به دانشجویان، امکانات و اساتید بسیار آموزش‌دیده و همچنین تصویری بهتر از خود جای گذاشتن هنگام همکاری با یک مؤسسه علمی برجسته است. دانشگاه‎‌ها تأمین‌کنندۀ نیروی انسانی متخصص و بسیاری از توانایی‎‌های علمی، پژوهشی و آزمایشگاهی موردنیاز صنایع هستند. مراکز صنعتی نیز که آزمایشگاه عملی برای تجربۀ آموخته‎‌های دانشگاهی‎‌اند، به‌منظور بهره‎‌گیری از فناوری‎‌های لازم خود، از یک‌سو به نیروی متخصص برای مشاغل فنی و مدیریتی و از سوی دیگر به پژوهش و توسعه نیاز دارند؛ بنابراین، نیازهای متقابل این دو قطب و درنهایت تسریع فرایند توسعه می‎‌تواند ضرورت برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت را تعیین کند.

اگر ارتباط صنعت و دانشگاه شکل نگیرد، دانشگاه نمی­تواند خود را بسنجد؛ در برخی از دانشگاه­های سایر ملل، بعضی از دانشگاه­ها توسط صنایع گزینش می­شوند تا در آن محیط واحدهای خود را بگذرانند. شاخص‌های کلیدی باید مبتنی‌بر خروجی ملموس باشد. موانعی که می­تواند در این ارتباط وجود داشته باشد به این صورت است که صنعت در صورت هزینه برای دانشگاه و دریافت طرح­های اساتید و دانشجویان باید بازدهی و درآمد مناسب داشته باشد، در غیر این صورت همکاری آن با دانشگاه سودی ندارد و اغلب به دلایل مالی و ضعف فنی طرح­های دانشگاهی، از این ارتبط سر باز می­زنند. دانشگاه­ها باید به حدی به سمت مهارت محوری بروند تا از طرح­های درون دانشگاهی بتوانند درآمدزایی مناسبی داشته باشند. دانشگاه باید توانایی حل مشکلات صنعت را داشته باشد، در غیر این صورت ارتباط با صنعت یکطرفه خواهد بود و دانشگاه نیازمند به صنعت، که این مورد دوام زیادی نخواهد داشت.

 

  1.  دانشجویان دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی با چه ضعف‌ها یا کمبودهایی وارد این فضا می‌شوند و این امر چه تأثیری بر فرآیند تدریس دارد؟

مشکلات اساسی سیستم آموزشی قبل از دانشگاه، مانند آموزش بر پایه محفوظات و تئوری، مهارت محور نبودن، بی­توجهی به بحث پرورش خلاق و مواردی از این دست، دانش آموزان را پس از پایان دوران تحصیلات 12 ساله، با رویکردی نظری محور به سمت دانشگاه­ها روانه می­کند. از آنجایی که دانشگاه علمی- کاربردی یک دانشگاه مهارت محور با 70 درصد دروس عملی می­باشد، دانشجویان جدید با ضعف در پایه مهارت عملی وارد دانشگاه می­شوند و نیازمند آموزش عمیقتر می­باشند و یادگیری برایشان دشوارتر است. در نتیجه زمان تدریس مباحث جهت آموزش از حالت معمول بیشتر خواهد شد.

حرکت از مدارس دانش محور به سمت مدارس مهارت محور راهکاری مناسب جهت کاهش ضعف­های موجود می­باشد که بحثی کلان است. قطعا دانشجویان جدید و بامهارت و پایه قوی، شرایط را جهت آموزش کاربردی مطلوبتر کرده و به عنوان افراد قویتری وارد جامعه خواهند شد.

 

  1.  رویکردهای نوین آموزشی مانند یادگیری پروژه‌محور، آموزش مبتنی بر حل مسئله یا شبیه‌سازی‌های عملی تا چه اندازه در این دانشگاه‌ها قابل اجراست؟

یکی از تجربیات ارزشمند بنده در دانشگاه فن آوران پهره، استفاده از رویکردهای نوین آموزشی در کلاس­های درس بود. با توجه به فضای گسترده کلاس­ها، امکان چیدمان مختلف کلاسی جهت انجام فعالیت­های عملی به شیوه­های متنوع وجود داشته است. شبیه سازی عملی در قالب دروس سمینار و پروژه که دانشجویان مقاطع کاردانی وکارشناسی با انجام فعالیت­های پژوهشی هدفمند به تمرین دفاع از پروژه با شبیه سازی دفاع پروژه­های مقاطع بالاتر پرداختند. همچنین در درس روش تحقیق، دانشجویان شیوه یادگیری پروژه محور و مبتنی بر حل مسئله را پیش بردند و با توزیع پرسشنامه و مصاحبه از روش­های کمی و کیفی در کار خود استفاده و به دنبال حل مسئله و ارائه راهکار بودند. همچنین مناظرات هدفمند با شیوه استاندارد، کارهای تیمی، آزمون­های چالشی و استفاده از مصالح و تجهیزات نیز در کلاس­ها رواج داشته است.

 

  1.  با توجه به تنوع رشته‌ها، برنامه‌ریزی درسی فعلی چقدر با نیاز واقعی بازار کار هم‌راستا است؟

آموزش‏هاي مهارتي چون رفع نيازهاي جامعه را هدف قرارمي‏ دهد با برنامه‏هاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و طرح و پروژه‏ هايي كه به منظور عمران و آباداني به اجرا گذاشته مي‏ شود، ارتباط تنگاتنگ داشته، از آنها تأثير مي‏ پذيرد و بر آنها تأثير مي‏ گذارد. از اين رو نياز است كه با روش‏هاي معقول و مبتني بر شناخت، تنوع، تعداد و نحوه‏ي اجراي آموزش‏هاي علمی و کاربردی تعيين و در مقاطع زماني مناسبي پايش و سنجش شود تا مسؤولين و برنامه‏ريزان اطمينان حاصل كنند که براي پيشبرد برنامه‏هاي توسعه، از لحاظ کمي و کيفي، نيروي‏ انساني داراي مهارت به ميزان كافي تربيت مي‏شود و طرح‏ها به سهولت و با كارآمدي، اجرا، بهره‏ برداري و استمرار خواهد يافت و در نهايت اشتغال قابل قبولي در مناطق مورد نظر ايجاد شود. با رویکردی که در دانشگاه جامع علمی- کاربردی شاهد بودیم، کد رشته­های فاقد شغل در سال­های اخیر حذف و کدرشته­های متناسب با نیاز بازار جایگزین شدند که قدم مهمی در تربیت نیروی متخصص برای جامعه برداشته شد.

 

  1.  چه اصلاحاتی در نظام جذب و ارزیابی اساتید می‌تواند کیفیت تدریس را ارتقا دهد؟

با وجود اینکه انتخاب اساتید در دانشگاه علمی- کاربردی از مسیری چندمرحله­ای می­گذرد و فرآیند جذب در آن بر حسب شایستگی صورت می­پذیرد، اما به هرحال افزایش کیفیت تدریس نیز مسیر جداگانه­ای می­طلبد. افزایش امتیاز اساتید نمونه و استفاده از اساتید فعال، متخصص و بروز در تدوین برنامه­های درسی دانشگاه، مشارکت اساتید در بحث سیاست‌گذاری، تعریف رشته‌ها و اصلاح سرفصل‌ها و همچنین پایش منطقی اساتید با توجه به عملکرد و نظرسنجی از ریاست مجموعه و دانشجویان فعال می­تواند در ارزیابی اساتید مؤثر واقع شود و کیفیت تدریس را افزایش دهد. همچنین در فرایند جذب هم می­توان تعهداتی با قانون جریمه و پاداش برای مدرسان در نظر گرفت که سبب افزایش انگیزه و کاهش کم­کاری آنان شود.

 

  1.  وضعیت منابع آموزشی، محتوای درسی و استانداردهای تدوین سرفصل‌ها را چگونه توصیف می‌کنید؟

در این زمینه اطلاعات مشخصی برای هر درس تعریف شده است که مدرسان می­توانند با بررسی آن به منابع، محتوا و سرفصل­ها دسترسی داشته باشند. منابع و محتوای درسی به صورت تخصصی درج شده و سرفصل­ها بر اساس منابع و محتوای کاربردی تنظیم شده­اند. اگر تنوع منابع و محتوا بیشتر و مناسبتر برای فعالیت­های عملی و گروهی باشد به مدرسان در افزایش کیفیت تدریس نیز کمک خواهد نمود.

 

  1.  نقش مدیریت مراکز علمی‌–کاربردی در حمایت از کیفیت تدریس چیست و چه مواردی نیاز به بازنگری دارد؟

از نظر بنده، مدیریت یک مرکز علمی- کاربردی مهمترین نقش را در پیشرفت تمام بخش­های آن مجموعه دارد. یک مدرس با حمایت مدیران از شیوه­های نوین تدریس، مشتاق ادامه دادن تا کسب نتیجه می­شود. در تجربه بنده در مرکز فن آوران پهره، مدیریت مجموعه همواره با نگاهی مثبت به نوآوری و روش­های جدید تدریس اشاره می­کند و مدرسین را تشویق به بروزرسانی در نحوه تدریسشان می­کند. این مجموعه را می­توان یک الگوی مناسب در این زمینه دانست. مدیریت، اختیاری تام در زمینه تدریس به مدرسان می­دهد اما در کنار آن نظارت و ارزیابی را مدنظر قرار می­دهد و در زمینه­ نحوه و کیفیت تدریس، جلسات مشاوره­ای و حمایتی نیز میان مدیریت و مدرسان برگزار می­شود. ارتباط مدیریت و مدرسان و برقراری جلسات مشاوره جهت افزایش کیفیت تدریس و اطلاع از روش­ها و ابزارهای نوین تدریس در مراکز علمی- کاربردی ضرورت دارد.

با توجه به اینکه مراکز علمی- کاربردی هر استان زیر نظر یک واحد استانی فعالیت می­کنند، به نظر بنده لازم است طرح­ها و برنامه­های منسجمی زیر نظر مدیران واحد استانی و با نظرخواهی از مدیران مراکز، جهت حمایت از فعالیت­ها و تولید محتوای تدریس اساتید نگارش شود و از آنان حمایت شود. همچنین شیوه­های مثبت و کارآمد مدرسان نمونه را به عنوان روش­های پیشنهادی به سایر مدرسان جهت اجرا معرفی کنند. نکته مهمتر در اختیار قرار دادن ابزار و تجهیزات کارگاهی بروز در این مراکز است که بیشترین تأثیر را در افزایش کیفیت تدریس در مراکز دانشگاهی مهارت محور خواهد داشت.

 

  1.  چه مدل‌ها یا تجربیات موفق داخلی و بین‌المللی می‌تواند الگوی توسعه بهتر آموزش مهارتی در کشور باشد؟

مدلهای مختلفی در رابطه با آموزش مهارت محور که تعامل میان صنعت و دانشگاه مبنای آن بوده در دانشگاهها اجرا شده است، هر چند جهت توسعه بهتر و متوازن، نیازمند تداوم اجرای آنها و پیگیری تا کسب نتیجه مثبت هستیم. جهت نمونه برخی از مدلهایی که تاکنون اجرا شده و همچنان نیاز به تقویت و کار بیشتر دارد را بیان می­کنم. مدل ترکیبی ارتباط با صنعت که به ادغام روش­های یادگیری نظری و عملی توامان گفته می­شود. در این مدل کلاس درس به مباحث تئوری محدود نمی­شود و بیشتر فعالیت­های آموزشی در گردش­های کاری، کارگاه­های عملی و دوره­های کارآموزی گذرانده می­شود. مدل دیگر مدل مشارکت صنعت- دانشگاه است که در آن نیروی فنی و بازار به یکدیگر گره خواهند خورد. دانشگاه­ها دارای سرمایه­های انسانی جوان محقق و متخصص می­باشند و سرمایه­گذاران مالک کانال­های بازاریابی به جذب این متخصصان اقدام می­کنند و از این طریق به توسعه محصولات و بازار پیش می­روند. مدل­های دیگری همچون مدل تحقیق مشارکتی و مدل انتقال فناوری نیز در کشورهای در حال توسعه رواج یافته است که جهت رسیدن به مرحله اجرایی این مدل­ها، در ابتدا نیازمند ترویج و به ثمر نشستن مدل­های قبل هستیم.

 

  1.  در پایان، اگر بخواهید یک توصیه کلیدی برای بهبود نظام تدریس در دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی ارائه کنید، چه خواهد بود؟

برای اجرای تدریس به روش فعال، محتوای برنامه درسی به جای وسعت باید عمق داشته باشد. پس باید از تراکم مطالب در محتوای آموزشی پرهیز و بر چالش برانگیز بودن محتوا تاکید کرد. محتوای چالش برانگیز امکان بحث گروهی بین دانشجویان را فراهم می‌کند. ضروری است بخشی از محتوا به فعالیتهای پژوهشی اختصاص ‌یابد. در این راستا مدیران دانشگاهی باید امکانات سخت افزاری را برای اعمال روش‌های تعاملی تدریس فراهم کنند. در روش تعاملی تاکید افراطی بر ارزشیابی و امتحان وجود ندارد. تعداد امتحانات زیاد نیست و نتیجه محور طراحی نشده است. روش فعال تدریس نیاز به یک سیستم ارزشیابی همسو دارد. در این سیستم خبری از ارائه بازخوردهای ناکافی و ناقص در مورد یادگیری فراگیران و فقر دانش تخصصی در زمینه ی ارزشیابی علمی نیست. از آنجایی که در مراکز علمی- کاربردی اغلب دروس واحد عملی دارند، امکان فعالیت­های تیمی و استفاده از روش­های تعاملی جهت پیشرفت دانشجویان فراهم است.

در انتها ضمن عرض تشکر از جناب دکتر حسینی علی آباد، این امید را دارم که مراکز علمی- کاربردی روز به روز به سمتی پیش روند که با پرورش نیروهای متخصص، بسیاری از مشکلات جامعه را حل کنند.

 

در پایان:

این مجموعه پرسش‌ها تلاش می‌کند به شیوه‌ای ساختاریافته تمام ابعاد تدریس در دانشگاه‌های علمی‌–کاربردی را واکاوی کند؛ از فلسفه آموزشی و توانمندی اساتید گرفته تا امکانات، ارتباط با صنعت، برنامه‌ریزی درسی و کیفیت یادگیری. چنین گفت‌وگویی می‌تواند تصویری روشن از فرصت‌ها و چالش‌ها ارائه دهد و مسیرهایی نو برای ارتقای آموزش مهارتی پیش روی نظام آموزش عالی کشور بگذارد. امید است طرح این پرسش‌ها بستری برای گفت‌وگویی سازنده، منسجم و الهام‌بخش فراهم آورد و دریچه‌ای تازه برای بازاندیشی در شیوه‌های تدریس مهارت‌محور بگشاید.