به گزارش آسان تکنولوژی، در سالهای اخیر نقش دانشگاههای علمی–کاربردی در پیوند میان دانش نظری و مهارتهای تخصصی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. این مراکز آموزشی با رویکردی مهارتمحور تلاش کردهاند نیازهای بازار کار را با تربیت فارغالتحصیلانی توانمند و کارآمد پاسخ دهند. اما مسیر آموزش مهارتی، همانقدر که فرصتها و قابلیتهای […]
به گزارش آسان تکنولوژی، در سالهای اخیر نقش دانشگاههای علمی–کاربردی در پیوند میان دانش نظری و مهارتهای تخصصی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. این مراکز آموزشی با رویکردی مهارتمحور تلاش کردهاند نیازهای بازار کار را با تربیت فارغالتحصیلانی توانمند و کارآمد پاسخ دهند. اما مسیر آموزش مهارتی، همانقدر که فرصتها و قابلیتهای ویژهای ایجاد میکند، با چالشها و موانع خاص خود نیز همراه است.
به همین مناسبت، در این گفتوگو دکتر سیدمحمدرضا حسینی علیآباد در جایگاه مصاحبهگر، مجموعهای از پرسشهای عمیق و ساختاریافته را برای بررسی ابعاد گوناگون تدریس در دانشگاههای علمی–کاربردی از منظر دکتر علی ریگی مطرح میکند.
مصاحبهگر: دکتر سیدمحمدرضا حسینی علیآباد
مصاحبهشونده: دکتر علی ریگی
- به عنوان پرسش آغازین، نگاه کلی شما به فلسفه وجودی دانشگاههای علمی–کاربردی و جایگاه آنها در نظام آموزش عالی کشور چیست؟
با عرض سلام و احترام خدمت جناب دکتر حسینی علی آباد که شرایط این مصاحبه کاربردی را فراهم آوردند. بنده افتخار 4 سال تدریس در مراکز دانشگاه جامع علمی کاربردی استان سیستان و بلوچستان و به ویژه مرکز علمی کاربردی فن آوران پهره ایرانشهر را داشته ام. دانشگاه جامع علمی کاربردی زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، دانشجویان را در مقاطع کاردانی و کارشناسی پذیرش می نماید. بنابراین مدرک ارائه شده توسط این دانشگاه، مورد تایید این وزارت خانه بوده و اشخاص میتوانند در مشاغل مرتبط به رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند. این دانشگاه با تنوع در رشتهها در چهار گروه صنعت، کشاورزی، مدیریت و خدمات اجتماعی و فرهنگ و هنر در شهرهای کوچک و بزرگ واحدهای آموزشی مختلفی داشته که تحصیل برای دانشجویان را ساده میکند. دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی علاوه بر دریافت آموزش تئوری، آموزش عملی دروس مربوط به رشته خود را نیز فرا میگیرند. بنابراین افراد پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه علمی کاربردی می توانند با مهارت کسب شده، در صنعت و حرفه مرتبط با رشته تحصیلی خود مشغول به کار شوند. همچنین یکی دیگر از اهداف این دانشگاه را میتوان ارتقا سطح مهارت شاغلین بخشهای مختلف اقتصادی و تولیدی بیان نمود. رشتههای موجود در این دانشگاه به دلیل اینکه نزدیک به بازار کار تعریف میشود، متقاضی زیادی دارند. نکته مهمی که این دانشگاه را از دیگر دانشگاهها متمایز میکند، انطباق سرفصلهای دروس هر رشته با آموزشهای مهارتی بازار میباشد که به فارغ التحصیلان این دانشگاه کمک میکند تا با مهارت بیشتر وارد بازار کار شوند.
- چه ویژگیهایی در ماهیت تدریس این دانشگاهها وجود دارد که آن را از دانشگاههای نظری متمایز میکند؟
دانشگاه جامع علمی کاربردی پیشران و پیشگام و نماینده اصلی نظام و آموزش مهارتی در کشور میباشد. لذا اگر برنامههای مصوب این دانشگاه به نحوی اصولی پیش برود، به وضوح افرادی را برای جامعه تربیت میکند که دارای تخصص بالای نظری و عملی در حرفههای مختلف میباشند.
با توجه به تجربه تدریس در این دانشگاه، بر اساس سرفصلهای مصوب دروس مشاهده نمودم که تعداد واحدهای عملی در سیلابس درسی هر رشته بیشتر از واحدهای نظری میباشد و مدرسان جهت تدریس باید علاوه بر مباحث نظری، به آموزشهای عملی نیز بپردازند.
نکته دیگری که تدریس در این دانشگاه را پرچالش و دشوارتر میکند، متفاوت بودن دانشجویان و حضور متخصصان تجربی در کلاسهای درس میباشد. حضور متخصصان تجربی در کلاس سبب میشود سطح کلاس از حالت معمول بالاتر رود و چالشهایی نیز میان دانشجویان بدون سابقه حرفهای و دانشجویان متخصص تجربی پیش آید و مدرس باید با شیوههای مختلف چنین چالشهایی را کنترل و از ظرفیت تمامی دانشجویان استفاده کند.
- از دیدگاه شما مهمترین نقاط قوت تدریس در محیط علمی–کاربردی کداماند؟
از آنجایی که بنده حدود 4 سال در دانشگاه فن آوران پهره ایرانشهر که همواره یکی از مراکز دانشگاهی سرآمد در بین مراکز علمی کاربردی بوده است، تدریس داشتهام، میتوانم چند مورد از مهمترین نقاط قوت تدریس در محیط را اینگونه بیان کنم:
حضور متخصصان تجربی در کلاس و ارتقا سطح و شیوه های تدریس
الزام به تدریس واحدهای عملی و به ثمر رسیدن اهداف دروس با کیفیت و نتیجه بهتر
تعداد کمتر دانشجویان نسبت به دانشگاههای نظری که سبب افزایش کیفیت آموزش در کلاس درس میشود
امکان بیشتر تدریس به صورت کار گروهی و افزایش همکاری و همدلی میان دانشجویان
وجود امکانات و ابزارهای سخت افزاری و نرم افزاری جهت افزایش کیفیت آموزش
- چه چالشهایی در اجرای تدریس مهارتمحور مشاهده میکنید که گاه روند یادگیری را تحت تأثیر قرار میدهد؟
در اجرای تدریس مهارت محور، مدرسان علاوه بر نگاهي که به حوزه دانش و علم دارند، اقدام به تربیت نیروی انسانی متخصص میکنند. در نتیجه هر کدام از دانشجویان حداقل يکي از مشاغل و حِرَف مورد نياز جامعه را هدف قرار داده و به منظور ايفاي نقش در يکي از رشته هاي شغلي متنوعي که آحاد جامعه براي استمرار زندگي خود به آن نياز دارند، پیش میروند. از آنجا که رفع چنين نيازهايي با دانش صرف امکان پذير نيست، دانشجویان در اينگونه آموزشها ياد مي گيرند که چگونه از تجربيات اساتيد متخصص، تجهيزات و ابزارها براي رفع مشکل استفاده کنند. اما در طول دوران تحصیل دانشگاهی و به ویژه در ابتدای تحصیل، دانشجویانی که به تازگی از دوره دبیرستان وارد دانشگاه شدهاند، دچار یک نوع ناامیدی در یادگیری مهارتهای عملی میشوند. دروس مهارتی به دلیل نیاز به تمرین و صبوری زیاد جهت یادگیری، برای دانشجویان چالشی دشوار است و مدرسان باید با شیوههای نوین و آموزش مستمر به فراگیری دانشجویان کمک کنند. گاهی نیاز است جهت از بین نرفتن استعداد یک دانشجو، زمان بیشتری صرف کرد و از برنامه اولیه عقب افتاد. صبوری و استفاده از روشهای متفاوت تدریس، در جهت رفع چنین چالشهایی ضروری است.
- نبود یا کمبود امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی چه تأثیری بر کیفیت تدریس دارد؟
همانگونه که در پاسخهای قبل بیان شد، دانشگاه علمی کاربردی یک دانشگاه مهارت محور است که حدود 70 درصد واحدهای هر رشته را واحدهای عملی تشکیل میدهند. در نتیجه نبود یا کمبود امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی خصوصا برای رشتههای فنی و مهندسی، چالشی بزرگ ایجاد خواهد کرد و اهداف آموزشی از پیش تعیین شده به سرانجام مطلوب نمیرسد. از طرفی مراکز دانشگاهی علمی- کاربردی دارای بودجه محدود میباشند و قطعا کمبودهایی از لحاظ امکانات کارگاهی و آزمایشگاهی در اغلب مراکز دیده میشود، لذا جهت رسیدن به هدف آموزشهای مهارت محور در مراکز این دانشگاه، حمایتهای ویژهای از نظر مالی و امکاناتی نیاز است تا کیفیت تدریس و در نتیجه کیفیت علمی فارغ التحصیلان این دانشگاه افزایش یابد.
- تا چه حد میتوان گفت اساتید این دانشگاهها از تجربه عملی کافی برای آموزش مهارتی برخوردارند؟
انتخاب اساتید در دانشگاههای علمی کاربردی بر اساس یک فرآیند چندمرحلهای میباشد که در آن رزومه افراد متقاضی مورد بررسی قرار میگیرد و افرادی که در این مرحله تأیید شوند در جلسات مصاحبه تخصصی حضور پیدا میکنند و در نتیجه پس از انتخاب افراد منتخب در مرحله مصاحبه، این گروه از اساتید صلاحیت دریافت کد مدرسی را کسب میکنند. با توجه به این فرآیند، اغلب اساتید دانشگاه علمی کاربردی دارای تجربه عملی در زمینه آموزش مهارتی میباشند و اگر علم و تجربه خود را به بهترین نحو در کلاسهای درس با دانشجویان به اشتراک بگذارند، شاهد کلاسهای پرباری خواهیم بود.
- ارتباط میان دانشگاه و صنعت را چگونه ارزیابی میکنید؟ چه موانعی باعث میشود این ارتباط به سطح مطلوب نرسد؟
منافع متقابلی برای دانشگاهها و صنایع در رابطۀ سازنده وجود دارد. از یک طرف، دانشگاهها برای دریافت بودجه، بهویژه برای تحقیقات، رویارویی دانشجویان و اساتید با مشکلات عملی، ایجاد فرصتهای شغلی برای فارغالتحصیلان و دستیابی به حوزههای فناوری کاربردی با صنایع تعامل دارند. از سوی دیگر، مزایای یک شرکت شامل دسترسی به دانشجویان، امکانات و اساتید بسیار آموزشدیده و همچنین تصویری بهتر از خود جای گذاشتن هنگام همکاری با یک مؤسسه علمی برجسته است. دانشگاهها تأمینکنندۀ نیروی انسانی متخصص و بسیاری از تواناییهای علمی، پژوهشی و آزمایشگاهی موردنیاز صنایع هستند. مراکز صنعتی نیز که آزمایشگاه عملی برای تجربۀ آموختههای دانشگاهیاند، بهمنظور بهرهگیری از فناوریهای لازم خود، از یکسو به نیروی متخصص برای مشاغل فنی و مدیریتی و از سوی دیگر به پژوهش و توسعه نیاز دارند؛ بنابراین، نیازهای متقابل این دو قطب و درنهایت تسریع فرایند توسعه میتواند ضرورت برقراری ارتباط دانشگاه و صنعت را تعیین کند.
اگر ارتباط صنعت و دانشگاه شکل نگیرد، دانشگاه نمیتواند خود را بسنجد؛ در برخی از دانشگاههای سایر ملل، بعضی از دانشگاهها توسط صنایع گزینش میشوند تا در آن محیط واحدهای خود را بگذرانند. شاخصهای کلیدی باید مبتنیبر خروجی ملموس باشد. موانعی که میتواند در این ارتباط وجود داشته باشد به این صورت است که صنعت در صورت هزینه برای دانشگاه و دریافت طرحهای اساتید و دانشجویان باید بازدهی و درآمد مناسب داشته باشد، در غیر این صورت همکاری آن با دانشگاه سودی ندارد و اغلب به دلایل مالی و ضعف فنی طرحهای دانشگاهی، از این ارتبط سر باز میزنند. دانشگاهها باید به حدی به سمت مهارت محوری بروند تا از طرحهای درون دانشگاهی بتوانند درآمدزایی مناسبی داشته باشند. دانشگاه باید توانایی حل مشکلات صنعت را داشته باشد، در غیر این صورت ارتباط با صنعت یکطرفه خواهد بود و دانشگاه نیازمند به صنعت، که این مورد دوام زیادی نخواهد داشت.
- دانشجویان دانشگاههای علمی–کاربردی با چه ضعفها یا کمبودهایی وارد این فضا میشوند و این امر چه تأثیری بر فرآیند تدریس دارد؟
مشکلات اساسی سیستم آموزشی قبل از دانشگاه، مانند آموزش بر پایه محفوظات و تئوری، مهارت محور نبودن، بیتوجهی به بحث پرورش خلاق و مواردی از این دست، دانش آموزان را پس از پایان دوران تحصیلات 12 ساله، با رویکردی نظری محور به سمت دانشگاهها روانه میکند. از آنجایی که دانشگاه علمی- کاربردی یک دانشگاه مهارت محور با 70 درصد دروس عملی میباشد، دانشجویان جدید با ضعف در پایه مهارت عملی وارد دانشگاه میشوند و نیازمند آموزش عمیقتر میباشند و یادگیری برایشان دشوارتر است. در نتیجه زمان تدریس مباحث جهت آموزش از حالت معمول بیشتر خواهد شد.
حرکت از مدارس دانش محور به سمت مدارس مهارت محور راهکاری مناسب جهت کاهش ضعفهای موجود میباشد که بحثی کلان است. قطعا دانشجویان جدید و بامهارت و پایه قوی، شرایط را جهت آموزش کاربردی مطلوبتر کرده و به عنوان افراد قویتری وارد جامعه خواهند شد.
- رویکردهای نوین آموزشی مانند یادگیری پروژهمحور، آموزش مبتنی بر حل مسئله یا شبیهسازیهای عملی تا چه اندازه در این دانشگاهها قابل اجراست؟
یکی از تجربیات ارزشمند بنده در دانشگاه فن آوران پهره، استفاده از رویکردهای نوین آموزشی در کلاسهای درس بود. با توجه به فضای گسترده کلاسها، امکان چیدمان مختلف کلاسی جهت انجام فعالیتهای عملی به شیوههای متنوع وجود داشته است. شبیه سازی عملی در قالب دروس سمینار و پروژه که دانشجویان مقاطع کاردانی وکارشناسی با انجام فعالیتهای پژوهشی هدفمند به تمرین دفاع از پروژه با شبیه سازی دفاع پروژههای مقاطع بالاتر پرداختند. همچنین در درس روش تحقیق، دانشجویان شیوه یادگیری پروژه محور و مبتنی بر حل مسئله را پیش بردند و با توزیع پرسشنامه و مصاحبه از روشهای کمی و کیفی در کار خود استفاده و به دنبال حل مسئله و ارائه راهکار بودند. همچنین مناظرات هدفمند با شیوه استاندارد، کارهای تیمی، آزمونهای چالشی و استفاده از مصالح و تجهیزات نیز در کلاسها رواج داشته است.
- با توجه به تنوع رشتهها، برنامهریزی درسی فعلی چقدر با نیاز واقعی بازار کار همراستا است؟
آموزشهاي مهارتي چون رفع نيازهاي جامعه را هدف قرارمي دهد با برنامههاي توسعه اقتصادي، اجتماعي و طرح و پروژه هايي كه به منظور عمران و آباداني به اجرا گذاشته مي شود، ارتباط تنگاتنگ داشته، از آنها تأثير مي پذيرد و بر آنها تأثير مي گذارد. از اين رو نياز است كه با روشهاي معقول و مبتني بر شناخت، تنوع، تعداد و نحوهي اجراي آموزشهاي علمی و کاربردی تعيين و در مقاطع زماني مناسبي پايش و سنجش شود تا مسؤولين و برنامهريزان اطمينان حاصل كنند که براي پيشبرد برنامههاي توسعه، از لحاظ کمي و کيفي، نيروي انساني داراي مهارت به ميزان كافي تربيت ميشود و طرحها به سهولت و با كارآمدي، اجرا، بهره برداري و استمرار خواهد يافت و در نهايت اشتغال قابل قبولي در مناطق مورد نظر ايجاد شود. با رویکردی که در دانشگاه جامع علمی- کاربردی شاهد بودیم، کد رشتههای فاقد شغل در سالهای اخیر حذف و کدرشتههای متناسب با نیاز بازار جایگزین شدند که قدم مهمی در تربیت نیروی متخصص برای جامعه برداشته شد.
- چه اصلاحاتی در نظام جذب و ارزیابی اساتید میتواند کیفیت تدریس را ارتقا دهد؟
با وجود اینکه انتخاب اساتید در دانشگاه علمی- کاربردی از مسیری چندمرحلهای میگذرد و فرآیند جذب در آن بر حسب شایستگی صورت میپذیرد، اما به هرحال افزایش کیفیت تدریس نیز مسیر جداگانهای میطلبد. افزایش امتیاز اساتید نمونه و استفاده از اساتید فعال، متخصص و بروز در تدوین برنامههای درسی دانشگاه، مشارکت اساتید در بحث سیاستگذاری، تعریف رشتهها و اصلاح سرفصلها و همچنین پایش منطقی اساتید با توجه به عملکرد و نظرسنجی از ریاست مجموعه و دانشجویان فعال میتواند در ارزیابی اساتید مؤثر واقع شود و کیفیت تدریس را افزایش دهد. همچنین در فرایند جذب هم میتوان تعهداتی با قانون جریمه و پاداش برای مدرسان در نظر گرفت که سبب افزایش انگیزه و کاهش کمکاری آنان شود.
- وضعیت منابع آموزشی، محتوای درسی و استانداردهای تدوین سرفصلها را چگونه توصیف میکنید؟
در این زمینه اطلاعات مشخصی برای هر درس تعریف شده است که مدرسان میتوانند با بررسی آن به منابع، محتوا و سرفصلها دسترسی داشته باشند. منابع و محتوای درسی به صورت تخصصی درج شده و سرفصلها بر اساس منابع و محتوای کاربردی تنظیم شدهاند. اگر تنوع منابع و محتوا بیشتر و مناسبتر برای فعالیتهای عملی و گروهی باشد به مدرسان در افزایش کیفیت تدریس نیز کمک خواهد نمود.
- نقش مدیریت مراکز علمی–کاربردی در حمایت از کیفیت تدریس چیست و چه مواردی نیاز به بازنگری دارد؟
از نظر بنده، مدیریت یک مرکز علمی- کاربردی مهمترین نقش را در پیشرفت تمام بخشهای آن مجموعه دارد. یک مدرس با حمایت مدیران از شیوههای نوین تدریس، مشتاق ادامه دادن تا کسب نتیجه میشود. در تجربه بنده در مرکز فن آوران پهره، مدیریت مجموعه همواره با نگاهی مثبت به نوآوری و روشهای جدید تدریس اشاره میکند و مدرسین را تشویق به بروزرسانی در نحوه تدریسشان میکند. این مجموعه را میتوان یک الگوی مناسب در این زمینه دانست. مدیریت، اختیاری تام در زمینه تدریس به مدرسان میدهد اما در کنار آن نظارت و ارزیابی را مدنظر قرار میدهد و در زمینه نحوه و کیفیت تدریس، جلسات مشاورهای و حمایتی نیز میان مدیریت و مدرسان برگزار میشود. ارتباط مدیریت و مدرسان و برقراری جلسات مشاوره جهت افزایش کیفیت تدریس و اطلاع از روشها و ابزارهای نوین تدریس در مراکز علمی- کاربردی ضرورت دارد.
با توجه به اینکه مراکز علمی- کاربردی هر استان زیر نظر یک واحد استانی فعالیت میکنند، به نظر بنده لازم است طرحها و برنامههای منسجمی زیر نظر مدیران واحد استانی و با نظرخواهی از مدیران مراکز، جهت حمایت از فعالیتها و تولید محتوای تدریس اساتید نگارش شود و از آنان حمایت شود. همچنین شیوههای مثبت و کارآمد مدرسان نمونه را به عنوان روشهای پیشنهادی به سایر مدرسان جهت اجرا معرفی کنند. نکته مهمتر در اختیار قرار دادن ابزار و تجهیزات کارگاهی بروز در این مراکز است که بیشترین تأثیر را در افزایش کیفیت تدریس در مراکز دانشگاهی مهارت محور خواهد داشت.
- چه مدلها یا تجربیات موفق داخلی و بینالمللی میتواند الگوی توسعه بهتر آموزش مهارتی در کشور باشد؟
مدلهای مختلفی در رابطه با آموزش مهارت محور که تعامل میان صنعت و دانشگاه مبنای آن بوده در دانشگاهها اجرا شده است، هر چند جهت توسعه بهتر و متوازن، نیازمند تداوم اجرای آنها و پیگیری تا کسب نتیجه مثبت هستیم. جهت نمونه برخی از مدلهایی که تاکنون اجرا شده و همچنان نیاز به تقویت و کار بیشتر دارد را بیان میکنم. مدل ترکیبی ارتباط با صنعت که به ادغام روشهای یادگیری نظری و عملی توامان گفته میشود. در این مدل کلاس درس به مباحث تئوری محدود نمیشود و بیشتر فعالیتهای آموزشی در گردشهای کاری، کارگاههای عملی و دورههای کارآموزی گذرانده میشود. مدل دیگر مدل مشارکت صنعت- دانشگاه است که در آن نیروی فنی و بازار به یکدیگر گره خواهند خورد. دانشگاهها دارای سرمایههای انسانی جوان محقق و متخصص میباشند و سرمایهگذاران مالک کانالهای بازاریابی به جذب این متخصصان اقدام میکنند و از این طریق به توسعه محصولات و بازار پیش میروند. مدلهای دیگری همچون مدل تحقیق مشارکتی و مدل انتقال فناوری نیز در کشورهای در حال توسعه رواج یافته است که جهت رسیدن به مرحله اجرایی این مدلها، در ابتدا نیازمند ترویج و به ثمر نشستن مدلهای قبل هستیم.
- در پایان، اگر بخواهید یک توصیه کلیدی برای بهبود نظام تدریس در دانشگاههای علمی–کاربردی ارائه کنید، چه خواهد بود؟
برای اجرای تدریس به روش فعال، محتوای برنامه درسی به جای وسعت باید عمق داشته باشد. پس باید از تراکم مطالب در محتوای آموزشی پرهیز و بر چالش برانگیز بودن محتوا تاکید کرد. محتوای چالش برانگیز امکان بحث گروهی بین دانشجویان را فراهم میکند. ضروری است بخشی از محتوا به فعالیتهای پژوهشی اختصاص یابد. در این راستا مدیران دانشگاهی باید امکانات سخت افزاری را برای اعمال روشهای تعاملی تدریس فراهم کنند. در روش تعاملی تاکید افراطی بر ارزشیابی و امتحان وجود ندارد. تعداد امتحانات زیاد نیست و نتیجه محور طراحی نشده است. روش فعال تدریس نیاز به یک سیستم ارزشیابی همسو دارد. در این سیستم خبری از ارائه بازخوردهای ناکافی و ناقص در مورد یادگیری فراگیران و فقر دانش تخصصی در زمینه ی ارزشیابی علمی نیست. از آنجایی که در مراکز علمی- کاربردی اغلب دروس واحد عملی دارند، امکان فعالیتهای تیمی و استفاده از روشهای تعاملی جهت پیشرفت دانشجویان فراهم است.
در انتها ضمن عرض تشکر از جناب دکتر حسینی علی آباد، این امید را دارم که مراکز علمی- کاربردی روز به روز به سمتی پیش روند که با پرورش نیروهای متخصص، بسیاری از مشکلات جامعه را حل کنند.
در پایان:
این مجموعه پرسشها تلاش میکند به شیوهای ساختاریافته تمام ابعاد تدریس در دانشگاههای علمی–کاربردی را واکاوی کند؛ از فلسفه آموزشی و توانمندی اساتید گرفته تا امکانات، ارتباط با صنعت، برنامهریزی درسی و کیفیت یادگیری. چنین گفتوگویی میتواند تصویری روشن از فرصتها و چالشها ارائه دهد و مسیرهایی نو برای ارتقای آموزش مهارتی پیش روی نظام آموزش عالی کشور بگذارد. امید است طرح این پرسشها بستری برای گفتوگویی سازنده، منسجم و الهامبخش فراهم آورد و دریچهای تازه برای بازاندیشی در شیوههای تدریس مهارتمحور بگشاید.

























































